کتــابدار و کتابدارنمــا
از مدتی قبل، عضو و مشتری پروپاقرص کتابخانهای به نسبت بزرگ و قدیمی شدهام و در هفته چند روز به آنجا میروم. برخورد با کتابداران و همکلامی با مراجعان، که هردو از رشته و پیشهام بیاطلاعاند، مرا از نزدیک با واقعیاتی تلخ روبرو کرد و واداشت این درد را به کتابکده بکشانم.
بسیار شنیدهایم که کتابخانه در دوام و بقای دانش و فرهنگ در جامعه نقش مهمی را ایفا میکند، و به تعبیری، روح و قلب جامعه است و کتابدار، در مقام نگاهبان و نگاهدار این نهاد فرهنگی، روح و قلب کتابخانه است. از این رو، کتابداری دارای قدر و ارزش بسیار است. در روزگار پیشین تنها آنان که حکیم و ادیب و فاضل بودند مانند ابوعلی مسکویه، ابن سینا و بسیار بزرگان دیگر، که امیدوارم در مطلبی جداگانه بیشتر به آن پیردازیم، بر مسند کتابدار مینشستند و کتابدار شأن و منزلتی والا داشت. اما در این روزگار که با تولید صنعتی دانشآموختگان، علوم کتابداری نیز علم و پیشهای تخصصی شده، وضع چگونه است؟ کتابدار کیست و وظیفه اش چیست؟
وظیفۀ کتابدار راستین، در مقام آموزگار و راهنما، ارائۀ اطلاعات صحیح به افراد مختلف جامعه و رفع نیاز اطلاعاتی آنان است، او در واقع با راهنمایی به منابع و مآخذ مورد نیاز مراجعهکنندگان و پاسخگویی به پرسشهای آنان به امر آموزش میپردازد، و با ترغیب مراجعهکنندگان به کتابخواندن و یاری به محققان در انجام تحقیقات کتابخانهای به پیشبرد کتابخوانی، و در واقع به ارتقای سطح دانش عمومی و فرهنگ جامعه، کمک میکند. از این رو، کتابدار راستین بایستی فرهنگدوست، کتابخوان و کتابشناس، و واجد مهارت ارتباطی بالایی در مواجهه با افراد مختلف و با طرز تفکر آنان باشد. از همه مهمتر به قول شرا کتابدار باید سودای خواندن در سر داشته باشد نه آنگونه که لایبنیتس کتابدار را «اژدها» خوانده مایۀ رعب و دافعه باشد.
کتابدار از هر نوع و منصبش باید خصوصیات اجتماعی، فرهنگی و دینی مردم منطقهاش را بشناسد، دارای اطلاعات عمومی وسیع و شخصیت اجتماعی مثبت باشد؛ و با وجود تمام موانع و محدودیتها تصویر مثبتی از کتابخانه بسازد. اما آیا آنچه امروزه به چشم میخورد و از منظر بیرونی قضاوت میشود اینگونه است؟ اگر خودمان را جای مراجعه کننده بگذاریم و صادقانه از دریچۀ دل آنها به خود و تعاملات بیرونی مان نگاه کنیم درخواهیم یافت که اوضاع چندان دلچسب نیست. حاصل به کار گرفتن نیروی انسانی نامناسب با کمترین حد حقوق در کتابخانههای عمومی (منظور عموم کتابخانههای عمومی است نه فقط کتابخانههای نهادی)، و انتخاب و استخدام کسانی که نه از روی علاقه و آگاهی که صرفاً به حکم تصادف یا اجبار یا فرار از بیکاری به این رشته و حرفه روی آوردهاند، کارمندانی است با عنوان کتابدار اما در واقع و در عمل صرفاً تحویلدار و مسئول امانت کتاباند. کسانی که با کتاب و کتابخوانی بیگانهاند و با ترشرویی و معطل نگاه داشتن مراجعه کننده و کم توجهی به او و حتی گاهی با پرخاشگری، به جای گفتوگوی دوستانه و برقراری ارتباط مؤثر و برانگیختن شور و شوق در مراجعه کننده، این پیام را به او القا میکنند که موجب مزاحمت و گرفتاری شده است! آیا سیما و رسالت کتابدار راستین اینچنین است؟ آیا نباید کارمندان کتابدارنما را که با برخوردهای دافعشان موجب روی گرداندن مراجعهکنندگان از کتابخانهها میشوند، ضدکتاب و ناکتابدار دانست؟ چه راهکاری برای بهبود این شرایط میتوان اندیشید تا این چرخۀ معیوب کتابدار کتابنخوان، بیمیلی شغلی و دفع مراجعهکننده متوقف شود؟