«گزارش یک مرگ» نوشته‌ی «گابریل گارسیا مارکز» با ترجمه‌ی «لیلی گلستان» هم از آن کتاب‌های قطع جیبی نشر ماهی‌ است که دقیقا همزمان با نمایشگاه منتشر شده. «محاکمه‌» فرانتس کافکا را همین سال گذشته با ترجمه‌ی خوب «علی‌اصغر حداد» خواندم و حالا انتشار ترجمه‌ی تازه‌‌اش از «مسخ» وادارم می‌کند که به‌ترجمه‌ی «صادق هدایت» شک کنم. «مسخ‌ و داستان‌های دیگر» نوشته‌ی «فرانتس کافکا» با ترجمه‌ی «علی اصغر حداد» هم از کتاب‌های قطع جیبی نشر ماهی است.

سال گذشته همین موقع‌ها بود که ترجمه‌ی «سهیل سمی» از «اپرای شناور» جان بارت جایزه‌ی بخش رمان خارجی جایزه‌ی روزی روزگاری را از آن خود کرد و حالا پس از چند ماه از مرگ «جان آپدایک»، نشر ققنوس «فرارکن، خرگوش» را با ترجمه‌ی «سهیل سمی» چاپ کرده است. «سرود سلیمان» نوشته‌ی «تونی موریسون»، ترجمه‌ی «علی‌رضا جباری» و «جایی برای پیرمردها نیست» نوشته‌ی «کارمک مک‌کارتی»، ترجمه‌ی «امیر احمدی‌ آریان» هم از کتاب‌های خوب تازه ‌منتشر شده‌ی نشر چشمه است. «یوسا» را همین تازگی در آکسفورد دیدم و داستان‌های مجموعه‌ی «سردسته‌ها» نوشته‌ی «ماریو بارگاس یوسا» با ترجمه‌ی «آرش سرکوهی» اولین داستان‌کوتاه‌هایی‌ست که از «یوسا» می‌خوانم. «علی‌اصغر بهرامی» هم از آن مترجم‌هایی‌ست که به انتخاب‌های خوبش بسیار مدیونیم و «مردی بدون وطن» نوشته‌ی «کرت ونه‌گوت» را به‌همت نشر چشمه منتشر کرده است.

«این یازده‌تا» نوشته‌ی «ویلیام فاکنر»، ترجمه‌ی «احمد اخوت» مجموعه‌‌ی یازده داستان‌کوتاه از «ویلیام فاکنر» است، نویسنده‌ای که پیش از این داستان‌کوتاهی ازش نخوانده بودم و «خاک غریب» نوشته‌ی «جومپا لاهیری»، ترجمه‌ی «امیرمهدی حقیقت» را هم نشر ماهی همین چند روز پیش منتشر کرده. «امیرمهدی حقیقت» پیش از این درباره‌ی این مجموعه گفته: «دغدغه‌ی لاهیری در این مجموعه بیش از هر چیز «از دست دادن»، «تنهایی» و «روابط خانوادگی» است. عمق و پیچیدگی احساسات فرزندان و والدین در این مجموعه قابل مقایسه با دو اثر قبلی لاهیری نیست و لاهیری در این اثر نه تنها خود را تکرار نکرده، که به ایجاز و نوآوری بیشتری نیز در کاویدن راوبط دست یافته است.»